
آنچه در این مطلب خواهید خواند
اگر با کسی که ADHD دارد ازدواج کردهاید، رابطهتان ممکن است چالشهای زیادی داشته باشد. در واقع، تحقیقات نشان داده است که احتمال شکست روابطی که یکی از طرفین ADHD دارد، دو برابر بیشتر از روابطی است که هیچکدام از طرفین ADHD ندارند.
بخش بزرگی از دلیل این امر این است که افراد مبتلا به این بیماری اغلب ممکن است:
- به راحتی حواسش پرت میشود
- فراموشکار
- تکانشی
- بیقرار
همه این ویژگیها میتواند داشتن یک رابطه موفق را برای فرد مبتلا به ADHD دشوار کند. مسئله فقط این نیست که بار مشکلات بر دوش شریک زندگی او میافتد، بلکه تحقیقات نشان میدهد بزرگسالانی که این بیماری را دارند، گزارش میدهند که از ازدواج خود حتی بیشتر از شریک زندگی خود ناراضی هستند.
متأسفانه، این مشکلی است که بسیاری از زوجها با آن مواجه هستند. انجمن روانشناسی در برخی کشورها تخمین میزنند که بیش از ۴٪ از کل بزرگسالان مبتلا به ADHD هستند.
خبر خوب این است که کارهایی وجود دارد که میتوانید به عنوان یک زوج انجام دهید تا مطمئن شوید ازدواج یا رابطهتان از برخی از این دوران سخت عبور میکند. در اینجا نگاهی به برخی از رایجترین چالشها و راههایی برای حمایت از رابطهتان میاندازیم تا بتواند شکوفا شود.
بزرگترین چالشها برای زوجهای مبتلا به ADHD
در اینجا چند دلیل وجود دارد که حفظ رابطه وقتی یکی از طرفین ADHD دارد، میتواند دشوار باشد:
شریک غیر ADHD احساس میکند که مراقب اوست. احتمالاً این اصطلاح را شنیدهاید که افراد متضاد جذب یکدیگر میشوند. این اغلب در مورد روابط طولانی مدت و ADHD صدق میکند. گاهی اوقات فردی که این بیماری را دارد، به طور غریزی به دنبال شریکی میگردد که فوقالعاده منظم و دقیق باشد. در نتیجه، آنها نه تنها مسئول خانه و بچهها، بلکه مسئول شریک زندگی خود نیز میشوند. به عنوان مثال، شریک غیر ADHD ممکن است مجبور شود زودتر از خواب بیدار شود تا به شریک زندگی خود در آماده شدن برای کار کمک کند. این به عنوان “کمک بیش از حد” شناخته میشود.
اگرچه کمک بیش از حد در کوتاه مدت جواب میدهد، اما در درازمدت میتواند مشکلات بزرگی ایجاد کند. وقتی یک نفر مرتباً برای کمک به شریک زندگی خود وارد عمل میشود، آن شخص نمیتواند مهارتهای لازم برای مدیریت ADHD خود را یاد بگیرد. در نتیجه، علائم بدتر میشوند. هر دو نفر شروع به رنجش از یکدیگر میکنند.
همچنین برای شریک غیر ADHD بسیار طاقتفرسا است. آنها ممکن است احساس کنند که دائماً باید شخص دیگر را چک کنند و او را زیر نظر داشته باشند تا مطمئن شوند که همه چیز را تحت کنترل دارد. این باعث میشود احساس خستگی و اضطراب کنند.
یک مطالعه نشان داد که ۹۶٪ از کل همسران بزرگسالان مبتلا به ADHD گزارش دادهاند که علائم شریک زندگیشان، مدیریت خانه و بزرگ کردن بچهها را برای آنها دشوارتر میکند. بیش از ۹۰٪ گفتهاند که برای جبران مشکلات همسرشان در این زمینهها، باید کارهای بیشتری انجام دهند.
وقتی یکی از طرفین در یک رابطه مجبور میشود به عنوان مراقب، مسئولیت را به عهده بگیرد، یک عارضه جانبی بد دیگر نیز وجود دارد: درماندگی آموخته شده. شریک مبتلا به ADHD شروع به باور این میکند که واقعاً نمیتواند خودش این کار را انجام دهد. وقتی شریک زندگیاش احساس میکند که بار زیادی بر دوشش است و شکایت میکند، شریک زندگیاش متعجب میشود زیرا صادقانه به این باور رسیده است که شریک زندگیاش در این کار سریعتر و بهتر است. این امر، رنجشی را که ممکن است زوجین نسبت به یکدیگر داشته باشند، بدتر میکند.

شما یک رابطه «والد/فرزندی» دارید. وقتی یکی از زوجین ADHD دارد، دیگری ممکن است طوری با او صحبت کند که انگار والدینش است. برای مثال، فردی که ADHD ندارد، اگر شریک زندگیاش فراموش کند بچهها را از بازی سافتبال بردارد، ممکن است سر او فریاد بزند و او را به بیتوجهی متهم کند. حقیقت این است که شریک زندگی مبتلا به ADHD اهمیت میدهد، اما این بیماری باعث میشود که نتواند به آنچه مهم است توجه کند و آن را حفظ کند. در نتیجه، آنها راحتتر چیزها را فراموش میکنند، مگر اینکه سیستمهایی برای یادآوری آنها داشته باشند.
اگر شریک مبتلا به ADHD احساس کند که مورد حمله و سوء تفاهم قرار گرفته است، ممکن است به شیوهای کودکانه واکنش نشان دهد. به عنوان مثال، ممکن است دستانش را روی کمرش بگذارد، پاهایش را به زمین بکوبد یا چشمان خود را بچرخاند. این میتواند الگوی «والد و کودک» را تشدید کند.
شما فاقد صمیمیت هستید. اگر یکی از زوجین ADHD داشته باشد، مشکلات ممکن است به اتاق خواب، از جمله ازدواج بدون رابطه جنسی، سرایت کند. بخشی از این، ادامه رابطه والد-فرزندی است. اما طبق مطالعهای که در سال ۲۰۲۰ در مجله پزشکی جنسی منتشر شد، افراد مبتلا به ADHD بیشتر احتمال دارد مشکلات جنسی نیز داشته باشند. چند دلیل برای این امر وجود دارد:
- افراد مبتلا به ADHD ممکن است به دلیل علائمی مانند تکانشگری و حواسپرتی، برقراری ارتباط صمیمی با دیگران را دشوارتر بیابند.
- رابطه جنسی ممکن است برای هر دو طرف کمتر لذتبخش باشد. شریک مبتلا به ADHD قادر به تمرکز کامل بر جنبههای جسمی یا عاطفی رابطه جنسی نیست. فرد بدون ADHD ممکن است در صورت بیتوجهی شریک زندگیاش در طول رابطه جنسی احساس آسیب کند.
- افراد مبتلا به ADHD ممکن است میل جنسی بیشتری نسبت به شریک زندگی خود داشته باشند. این ممکن است منجر به تنش بین آنها شود. برخی از داروهای این بیماری نیز میتوانند میل جنسی را کاهش دهند.
- شریک مبتلا به ADHD ممکن است تکانشی عمل کند. این میتواند منجر به رفتارهای جنسی پرخطر مانند خیانت به شریک زندگی خود با رابطه جنسی محافظت نشده شود.
چگونه در ارتباط بمانیم
در اینجا به مواردی اشاره میکنیم که زوجهای مبتلا به ADHD میتوانند انجام دهند:
مراقبت از خود را تمرین کنید. این امر به ویژه برای شریک زندگی بدون ADHD مهم است. کارهای زیادی وجود دارد که میتوانید برای خودتان انجام دهید:
- به اندازه کافی بخوابید
- خوب غذا بخورید
- ورزش
- برای خودتان وقت بگذارید. ممکن است خیلی سخت به نظر برسد. اما اشکالی ندارد که هر روز به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بچهها و همسرتان را به خودتان اختصاص دهید تا کاری را که از آن لذت میبرید انجام دهند. به عنوان مثال، از همسرتان بخواهید بچهها را به انجام کاری ببرد تا شما بتوانید کمی تنها باشید.
- یک دفتر خاطرات داشته باشید. ایده خوبی است که یک «دفترچه خاطرات» داشته باشید که در آن افکار خود را بنویسید. این به شما کمک میکند احساسات خود را بیان کنید و از چیزی که شما را عصبانی میکند عبور کنید.
مرزها را تعیین کنید. اگر شما عضوی از یک زوج مبتلا به ADHD هستید، مرزها بسیار مهم هستند. از آنجایی که فرد مبتلا به این بیماری میتواند به راحتی حواسش پرت شود، ممکن است به نظر برسد که به شریک زندگی خود بیاحترامی میکند. یا ممکن است چیزی بگوید یا کاری تکانشی انجام دهد که احساسات شریک زندگی خود را جریحهدار کند. به همین دلیل ایده خوبی است که شریک غیر ADHD یک لیست «انجام خواهم داد/انجام نخواهم داد» تهیه کند. به عنوان مثال، اگر شریک مبتلا به ADHD فراموشکار باشد و آن را به گردن شخص دیگری بیندازد، شریک دیگر ممکن است بنویسد که با حالت تدافعی پاسخ نخواهد داد. اما ممکن است کارهای دیگری انجام دهد، مانند:
- با آرامش گوش دهید.
- همدلی نشان دهید.
- برای «نجات» شریک ADHD از عواقب آن، مداخله نکنید.
- در صورت نیاز، از آنها جدا شوید و دور شوید.
به عنوان یک تیم با هم کار کنید. نقاط قوت هر یک از شما را مشخص کنید و بر اساس آن، کارها را به دیگری واگذار کنید. اگر یکی از شما آشپز خوبی است، میتواند هر شب شام درست کند و دیگری خرید مواد غذایی را انجام دهد. اگر هر دو در یک زمینه خاص ضعیف هستید، تا حد امکان آن را برونسپاری کنید. اگر هر دو در پرداخت قبوض و مدیریت امور مالی مشکل دارید، یک برنامه مدیریت پول خوب پیدا کنید. یک لیست از کارها و مسئولیتهای جاری داشته باشید تا مطمئن شوید که هر دو بار مساوی را به دوش میکشید. اگر فرزند دارید، از آنها نیز بخواهید که در این کار مشارکت کنند.
داروهای ADHD مصرف کنید. بسیار مهم است که شریک مبتلا به ADHD داروهای خود را طبق تجویز مصرف کند تا علائم تحت کنترل باشد. اگر متوجه شوند که این دارو بر میل جنسی آنها تأثیر میگذارد، میتوانند با پزشک خود در مورد گزینه دارویی دیگری صحبت کنند. همچنین ممکن است متوجه شوند که میتوانند زمان مصرف را تغییر دهند: به عنوان مثال، آن را صبح مصرف کنند تا بتوانند شبها از نظر جنسی فعال باشند.
همه چیز را در معرض دید قرار دهید. اگر شریک زندگی یک فرد مبتلا به ADHD هستید، کارهایی وجود دارد که میتوانید برای آسانتر کردن زندگی برای هر دوی شما انجام دهید. یادداشتهای چسبی را روی آینهها با لیستی از وظایف بچسبانید. کشوها و کابینتها را برچسبگذاری کنید. یک تقویم آنلاین مشترک ایجاد کنید تا هر دو بدانید چه کسی مسئول چه کاری است.
در نهایت، هر دوی شما باید به یاد داشته باشید که بگویید: «من تو را دوست دارم و در این شرایط با تو شریک هستم.» هر زمان که احساس ناامیدی و ناراحتی کردید، این جمله را تکرار کنید. یک دقیقه صبر کنید و به یاد داشته باشید که هر دوی شما در این شرایط با هم هستید. بله، لحظات سختی وجود خواهد داشت، اما اگر دو اصل «ارتباط و تعهد» را رعایت کنید، رابطه شما میتواند بسیار پیشرفت کند.




