
آنچه در این مطلب خواهید خواند
حدود دهها میلیون کودک در سراسر جهان به اختلال بیش فعالی کمبود توجه یا ADHD مبتلا هستند. تقریباً دو سوم این کودکان اختلال روانی، عاطفی یا رفتاری دیگری نیز دارند. یکی از این شرایط میتواند استرس آسیبزای دوران کودکی باشد.
استرس آسیبزای دوران کودکی، واکنش روانی است که کودکان به یک رویداد آسیبزا نشان میدهند، چه برای خودشان اتفاق بیفتد و چه شاهد وقوع آن برای شخص دیگری باشند. این رویدادها میتوانند مغز، احساسات و رفتار کودکان را به همان روشی که رویدادهای آسیبزا میتوانند بر بزرگسالان تأثیر بگذارند، تحت تأثیر قرار دهند.
گاهی اوقات، گذراندن یک رویداد آسیبزا میتواند مشکلات جدی در توجه ایجاد کند. اما تروما و ADHD میتوانند در تشخیص با هم اشتباه گرفته شوند، زیرا علائم تروما شبیه علائم ADHD است.
آنها چندین علائم مشترک دارند، از جمله:
- مشکل در تمرکز
- مشکل در یادگیری
- به راحتی حواسش پرت میشود
- خوب گوش نمیدهد
- بینظم
- بیشفعال/بیقرار
- خوب نمیخوابد
برخی مطالعات نشان میدهند که کودکانی که مبتلا به ADHD تشخیص داده شدهاند، نسبت به کودکانی که ADHD ندارند، بیشتر احتمال دارد که یک رویداد آسیبزا را تجربه کرده باشند. دانشمندان همچنین دریافتهاند که ADHD و استرس آسیبزای دوران کودکی بر ناحیهی یکسانی از مغز تأثیر میگذارند : قشر جلوی مغز و قشر گیجگاهی که احساسات، تکانهها و تصمیمگیری را کنترل میکند.
چه چیزی به عنوان یک رویداد آسیب زا واجد شرایط است؟
وقایع آسیبزا میتوانند همانطور که بر مغز و رفتار یک بزرگسال تأثیر میگذارند، بر مغز و رفتار کودک نیز تأثیر بگذارند. مثالها عبارتند از:
- آسیبهای جدی
- شرایط پزشکی تهدید کننده زندگی
- سوء استفاده جسمی یا جنسی
- شاهد اعمال خشونتآمیز بودن
- غفلت یا رها کردن
- مرگ یکی از عزیزان
- بلایای طبیعی
- تصادفات رانندگی
- فقر
- طلاق
چگونه تشخیص دهیم که آیا این یک استرس آسیبزای کودک است یا خیر
گاهی اوقات اگر کودکی یک رویداد آسیبزا را پشت سر گذاشته باشد، کاملاً مشخص است. اگر فرزند شما تصادف کرده یا جراحی بزرگی داشته است، احتمالاً از این وضعیت آگاه هستید.
اما همیشه اینقدر واضح نیست. شاید آنها مورد آزار جنسی قرار گرفته باشند یا در مدرسه مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشند. اگر فرزند شما علائم ADHD را نشان میدهد ، با او صحبت کنید و از او سوال بپرسید.
انتظار نداشته باشید که پزشکتان هم این موضوع را تشخیص دهد. همه متخصصان اطفال به طور معمول از بچهها در مورد سلامت روانشان یا اتفاقات خانه سوال نمیکنند. تعداد کمی از آنها انواع رویدادهای آسیبزا را بررسی میکنند. آنهایی هم که میپرسند، عمدتاً بر افسردگی یا طلاق تمرکز دارند.
اگر وقتی هر یک از این نشانهها را میبینید، وقت بگذارید و بپرسید، احتمال بیشتری وجود دارد که آسیب روحی را کشف کنید.

چگونه میتوانید کمک کنید
اگر فرزند شما تحت تأثیر تروما قرار گرفته است، حمایت و مراقبت شما میتواند به بهبودی او کمک کند. در اینجا چند کاری که میتوانید انجام دهید، آورده شده است:
مطالب بیشتری برای شما داریم
موضوع موردنظر خود را انتخاب کنید و به مجموعهای از مطالب پزشکی و سلامت دسترسی داشته باشید.
بفهمید چه چیزی باعث آسیب روحی آنها میشود. گاهی اوقات حتی یک فعالیت یا جمله بیضرر میتواند باعث آسیب روحی شود. شاید فرزند شما شاهد خشونت بوده و در آن زمان یک برنامه تلویزیونی خاص در حال پخش بوده است. حالا، وقتی آن برنامه پخش میشود، آنها بسیار ناراحت میشوند. مشخص کنید چه چیزی حواس آنها را پرت یا مضطرب کرده است و به آنها کمک کنید از آن چیزها دوری کنند.
حضور داشته باشید. خودتان را از نظر احساسی و جسمی در دسترس کودکی که دچار آسیب روحی شده است، قرار دهید. آنها ممکن است طوری رفتار کنند که دیگران را از خود دور کنند. صبور باشید. تشویق، آرامش و توجه مثبت ارائه دهید.
آرام باشید و با احترام رفتار کنید. وقتی فرزندتان به نظر میرسد که تحت فشار است، آرام باشید و صدایتان را بالا نبرید. احساسات او را تصدیق کنید. به او اطمینان خاطر دهید، اما صادق هم باشید. (مثلاً وعدههای دروغین ندهید.) هرگز کودک را با تنبیه بدنی تنبیه نکنید. در عوض، محدودیتهای منطقی و واضحی تعیین کنید و به رفتار خوب پاداش دهید.
به آنها کمک کنید تا آرام شوند. به آنها تمرینات تنفس آرام را آموزش دهید یا موسیقی آرامشبخشی را که ممکن است دوست داشته باشند پیدا کنید. یک مانترا یا عبارت تاکیدی مثبت ایجاد کنید که بتوانند تکرار کنند: «من در امان هستم» یا «من دوست داشته میشوم».
ایجاد روالهای منظم. قابل پیشبینی بودن میتواند به بچهها کمک کند احساس امنیت بیشتری داشته باشند. برای وعدههای غذایی یا زمان خواب ، یک روال مشخص تعیین کنید و قبل از هرگونه تغییر در برنامهشان، به آنها اطلاع دهید.
به آنها کمی کنترل بدهید. بگذارید انتخابهای متناسب با سنشان را انجام دهند تا احساس کنند روی زندگیشان کنترل دارند. این کار همچنین میتواند به آنها کمک کند تا آرام شوند.
از متخصصان کمک بگیرید. اگر علائم فرزندتان بیش از چند هفته طول کشید یا اگر بدتر شد، میتوانید با یک مشاور سلامت روان کودک ارتباط برقرار کنید. آنها میتوانند منابع بیشتری مانند رفتاردرمانی یا دارودرمانی را در اختیار کودک قرار دهند تا به او کمک و حمایتی که برای بهبودی از حادثه آسیبزا نیاز دارد، ارائه دهند.
مراقب خودت باش. تربیت فرزند تحت این نوع استرس آسان نیست. این میتواند روابط شما را با آنها یا با افراد دیگر تحت تأثیر قرار دهد. گاهی اوقات خانوادهها میتوانند احساس انزوا کنند.
همچنین، اگر اتفاق آسیبزایی برای فرزندتان رخ دهد، احتمالاً شما را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. به این حالت، آسیب ثانویه میگویند. به خصوص اگر خودتان در گذشته آسیب دیده باشید، احتمال این اتفاق بیشتر است. این نکات میتواند به شما کمک کند تا قوی بمانید:
- برای چیزهایی که از آنها لذت میبرید و چیزهایی که از سلامت روان شما حمایت میکنند، وقت بگذارید.
- رفتار بد کودک را به خودتان نگیرید.
- هر پیشرفتی در رفتارشان را، هر چقدر هم کوچک، جشن بگیرید.
- از خانواده، دوستان یا متخصصان سلامت روان درخواست حمایت کنید.




